
با توجه به تجربیات و مشاهدات این چند
ساله متوجه شده ام که گروههای متفاوت و با سلیقه های متفاوتی خواهان حذف
ماهی قرمز هستند. دو نکته بسیار جالب در مورد این فراد وجود دارد : نخست
آنکه گوناگونی این گروه ها در مقایسه با تعداد طرفدارانشان خیلی زیاد است و
نکته دوم آنکه اختلاف فکری زیادی بین این گروهها وجود دارد .
این گروهها تابلو یا عنوان مشخصی ندارند و نامگذاری من تنها بر اساس بارزترین وجه مشخصه آنهاست . این افراد شامل :
کسانی که از حیوانات می ترسند :
عده ای به دلایلی که شاید خودشان هم ندادند از حیوانات می ترسند ، خواه
این حیوان ماهی قرمز درون تنگ باشد یا موش خیابانی . ترس این افراد هیچ
دلیل مشخص و عقلانی ندارد.
کسانی که حیوانات را آلوده و بیماری زا می دانند :
عده ای به اشتباه و بر اساس اطلاعات نادرست و ضعف دانش همه حیوانات را
آلوده و باعث ایجاد بیماری می دانند. این افراد عمدتاً کسانی هستند که
اطلاعاتی در مورد حیوانات ندارند و تصور می کنند نزدیکی به هر حیوانی می
تواند باعث ایجاد بیماری شود. متاسفانه برخی شایعات نادرست در چند ساله
گذشته به طرفداران این گروه افزوده است . این گروه ترجیح می دهند به هر شکل
و وسیله ای حیوانات را از محیط زندگی خود دور کنند.
افراد حیوان ستیز :
گروهی از افراد ذاتاً با حیوانات سر ستیز دارند و حیوان آزار هستند. از هر
فرصتی برای کشتن و دوری از حیوانات استفاده می کنند. این گروه هیچوقت
تمایلی به داشتن حیوان ندارند و از حیوانات متنفر هستند.
افرادی با مشغله فراوان : افرادی که چنان خود را درگیر کار و زندگی کرده اند که حاضر نیستند روزانه چند دقیقه ای را برای نگهداری از حیوان خانگی وقت بگذارند.
کسانی که با نوروز و فرهنگ ایران سر ستیز دارند :
این افراد با نوروز و آئین های باستانی ایران سر ستیز دارند از هر فرصتی
برای ضربه زدن به نوروز و آئین های باستانی استفاده می کنند. امروزه همه
ماهی قرمز را بخشی از سفره هفت سین می دانند و سفره هفت سین ایرانی با ماهی
قرمز کامل می شود ، حذف ماهی قرمز می تواند شروع خوبی برای حذف بخش های
دیگر باشد. این گروه در چند ساله گذشته به سراغ سبزه نیز رفته اند و با
آوردن بهانه هایی از جمله اسراف و ... از تریبون ها و رسانه های خود
تبلیغاتی را برای حذف سبزه نیز آغاز کرده اند.
کسانی که راه نجات ماهی قرمز را در حذف آن می دانند :
متاسفانه هر ساله تعدادی از ماهیان قرمز به دلایل مختلفی می میرند و این
مساله به هیچ وجه انکار پذیر نیست . در میان گروههای متفاوت دوستدار
حیوانات ، گروهی هستند که تنها راه نجات ماهی قرمز را در حذف کردن آن از
سفره هفت سین می دانند و هیچ روش دیگری را برای کاهش و یا از بین بردن
تلفات ماهی قرمز موثر نمی دانند .
توضیح : خوشبختانه یا متاسفانه حامیان
و دوستداران حیوانات طیف مختلفی از افراد و گروهها با تفکرات متفاوتی را
شامل می شود. برای مثال در میان دوستداران حیوانات گروهی گیاهخواری را تنها
راه نجات حیوانات می دانند ، گروهی دیگر طرفدار نگهداری و پرورش حیوانات
خانگی هستند ، حتی در میان دوستداران حیوانات گروهی وجود دارند که معتقدند
اگر شکار حیوانات بصورت علمی و کارشناسی شده باشد می تواند در نهایت به
وضعیت حیات وحش کمک کند . در میان دوستداران حیوانات گروه های زیادی راه
نجات ماهی قرمز را در آموزش و اصلاح روشهای تولید ، توزیع و نگهداری می
دانند و معتقدند برای نجات ماهی قرمز باید آموزش در سطح وسیع را در دستور
کار قرار داد و ماهی قرمز را به عنوان محبوب ترین و یا شاید تنها حیوان
خانگی بسیاری از ایرانیان حفظ کرد.
مدعیان دروغین حیوان دوستی :
عده ای به هر دلیلی دوست دارند خود و یا گروهشان را جزو حامیان حیوانات
بدانند. این گروه وقتی در برابر مطالبات مردمی برای نجات ماهی قرمز و کاهش
تلفات ماهی قرمز قرار می گیرند به ناچار آسانترین راه که همانا گفتن «
تحریم ماهی قرمز » است را انتخاب می کنند و مسئولیت را از سر خود باز می
کنند. این گروه ها هیچوقت تلاشی برای آزمودن روشهای دیگر برای کمک به ماهی
قرمز انجام نداده اند . متاسفانه این مساله حتی در میان برخی ان جی او های
مدعی حمایت از حیوانات هم دیده شده است .
افراد بی تفاوت :
برخی افراد کلاً نسبت به همه چی متفاوت هستند . نه به حیوانات علاقه ای
دارند و نه دشمنی . برایشان مهم نیست نوروز باشد یا نباشد. این افراد نه از
سر ستیز با فرهنگ ایران ، بلکه از سر بی تفاوتی هیچوقت اهمیتی به نوروز و
سفره هفت سین نمی دهند و بنابراین حذف ماهی قرمز برایشان اهمیتی ندارد.
کسانی که ماهی قرمز را ایرانی نمی دانند :
کسانی به اشتباه تصور می کنند رسم قرار دادن ماهی قرمز در سفره هفت سین
ایرانی نیست و برای همین باید حذف شود. البته در این زمینه پژوهش های لازم
که جواب مشخصی به علاقه مندان بدهد انجام نشده و حتی در مقابل این گروه
افرادی هستند که اعتقاد دارند ماهی قرمز سابقه ای 2500 ساله در ایران دارد .
کسانی که مشکل اقتصادی دارند :
در آستانه ایران 1390 نمی شود در مورد مساله ای صحبت کرد و مسائل اقتصادی
را از نظر دور داشت . بدبختانه فقر و مشکلات اقتصادی بر همه مسائل سایه
افکنده و غیر قابل انکار است . امسال عده ای هر چند اندک به دلایل اقتصادی
ماهی قرمز را از سفره هفت سین ( اگر داشته باشند ) حذف خواهند کرد.
افرادی که به دنیال جایگزینی ماهی قرمز با حیوانات دیگر هستند :
در میان گروههای حامی حذف ماهی قرمز گروههایی هستند که بی سر و صدا از آب
گل آلود ماهی گرفته اند و سعی دارند با شکار و فروش لاک پشت و سمندر از
محیط های طبیعی این حیوانات که بعضاً در خطر انقراض هستند را جایگزین ماهی
قرمز کنند.
همانطور که مشاهده کردید این گروهها متفاوت هستند و سلایق مختلفی دارند و متاسفانه بر حسب اتفاق بیشتر این گروهها رابطه خوبی با حیوانات ندارند و در واقع مخالف حیوانات هستند اما از آنجائیکه ممکن است پایگاه اجتماعی نداشته باشند و یا تصور کنند بیان واضح دلایل مخالفتشان با ماهی قرمز با استقبال عمومی مواجه نمی شود سعی دارند با استفاده از شعار حمایت از ماهی قرمز و با پنهان شدن در لباس بخشی از گروه حامیان حیوانات به دنبال حذف ماهی قرمز باشند و این مساله مهمی است که باید از سوی طرفداران حیوانات مورد توجه ویژه قرار گیرد.
توضیح : مطالب گفته شده نظرات شخصی بنده است که حاصل چندین سال تجربه و فعالیت در این حوزه است. با کمال افتخار از شنیدن نظرات مخالفان و موافقان استقبال می کنم . کمترین بهره این نوشتار این است که می تواند باعث ایجاد گفت و گو در این مورد شود و موافقان و مخالفان به شکل بهتری مشخص شوند.
در همین رابطه و در این وبلاگ :
پوستر و بروشور آموزشی نگهداری از ماهی قرمز
در گفتگو با تولید کنندگان ماهی قرمز گفته شد؛ آموزش تنها راه کمک به ماهی قرمز است
چینی ها گذاشتن ماهی قرمز در سفره هفت سین را رسمی ایرانی می دانند
مراقب دلسوزیهای مشکوک برای حذف ماهی و سبزه از سفره هفت سین باشیم
آشنایی با حیوانات زمینه ساز حمایت از آنهاست
آشنایی با نحوه نگهداری و مراقبت از ماهی قرمز
منتشر شده در :
چه کسانی طرفدار حذف ماهی قرمز از سفره هفت سین هستند ؟!

'امیدوار رضایی' عضو هیات رییسه مجلس
شورای اسلامی در جلسه روز سه شنبه مجلس تذکر کتبی 51 تن از نمایندگان به
وزیران اطلاعات و کشور را قرائت کرد.
این نمایندگان با تسلیت شهادت چهار
نفر از محیط بانان محیط زیست استان کردستان طی روزهای اخیر از حجت
الاسلام'حیدر مصلحی' وزیر اطلاعات و 'مصطفی محمدنجار' وزیر کشور تقاضا
کردند به این موضوع رسیدگی فوری شود و عاملان این جنایت تاسف آور شناسایی و
مجازات شوند.
51 نماینده مجلس
تاکید کردند که محیط بانان سازمان محیط زیست وظیفه خطیر صیانت از عرصه محیط
زیست کشور و مقابله با قانون شکنان و متجاوزان به طبیعت کشور را عهده دار
هستند که با کمترین امکانات و سخت ترین شرایط اقلیمی وظیفه خطیر خویش را
انجام می دهند که تاکنون بیش از 90نفر از آنها به شهادت رسیده اند.
رئیس فراکسیون محیط زیست : باید از محیط بانان حمایتهای قانونی به عمل آید
رئیس
فراکسیون محیط زیست و توسعه پایدار مجلس طی نامهای از معاون رییس جمهور و
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خواست که علت به شهادت رسیدن این محیط بانان
را ریشهیابی کند.
محمدرضا تابش نماینده مردم اردکان و رئیس فراکسیون
محیط زیست و توسعه پایدار مجلس شورای اسلامی طی نامهای به محمدجواد
محمدیزاده معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست که روز سهشنبه
بین خبرنگارا ن پارلمانی توزیع شد، تأکید شده است که تاکنون بیش از 90
محیطبان در حوادث مشابه به شهادت رسیدهاند.
نماینده مردم اردکان در
مجلس با اشاره به شهادت 4 محیطبان سازمان محیطزیست در استان کردستان از
معاون رئیسجمهور خواسته است که علت به شهادت رسیدن این محیط بانان را
ریشهیابی کند.
در بخش دیگری از این نامه آمده است که "محیطبانان در
شرایط بسیار سخت وعرصههای خطرناک طبیعی به صورت شبانهروزی به انجام وظیفه
مشغول هستند وباید از آنان حمایتهای قانونی به عمل آید.
رئیس
فراکسیون محیط زیست و توسعه پایدار مجلس همچنین بر لزوم تقویت بودجه و
اعتبارات سازمان حفاظت محیط زیست برای تأمین تجهیزات و امکانات موردنیاز
محیط بانان تأکید و اعلام کرد: تأمین تجهیزات مورد نیاز محیطبانان
میتواند آنها را در انجام وظایفشان موفقتر و ایمنتر کند.
منتشر شده در :
تذکر نمایندگان مجلس در خصوص شهادت محیط بانها و لزوم توجه به وضعیت آنها

پانزده متر ، دوازه متر ، سه متر ! سه بار ریزش در نزدیکی سی و سه پل در کمتر از دو هفته ! این بار در کمتر از سه متری سی و سه پل !
مرگ
از رگ گردن به سی و سه پل ایران نزدیک تر شده است ، هنوز تونل مترو به طور
کامل ساخته نشده در کمتر از دو هفته ، سه بار فرونشست زمین داشته ایم . از
همه اینها مهمتر هنوز قطاری وارد تونل مترو نشده است ، زمانی که کارشناسان
هشدار می دادند ، دوستداران میراث فرهنگی تجمع می گذاشتند و اهالی فرهنگ و
رسانه هر کدام به زبانی اعتراض می کردند تمام نگرانی ها برای وقتی بود که
قرار است قطار وارد تونل مترو شود و با هر بار عبور ، لرزه بر تن آثار
تاریخی اصفهان بیندازد . مشکلات و بدبختی های سی و سه پل خیلی زودتر از پیش
بینی کارشناسان خودش را نشان داد .
نادانی مجریان مترو و کسانی که از
این نادانان حمایت کردند کار را به جایی رسانده که الان اسلحه روی شقیقه
متروی سی و سه پل ایران است . معلوم نیست ثانیه ای دیگر ، ساعتی دیگر و یا
در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد ولی آنچه که مسلم اینست که شیشه عمر سی و
سه پل پیر ترک برداشته و هر لحظه باید نگران فاجعه ای جهانی بود . اصفهان
بی سی و سه پل ، زاینده رود بی سی و سه پل معنایی ندارد !
عجب آنکه هنوز
آقایان به تکذیب مشغولند ، هنوز رئیس شورای شهر اصفهان می گوید اینها خطری
برای سی و سه پل ندارد ، هنوز مدیر عامل متروی اصفهان این اتفاقات را بی
خطر می داند. لابد اگر بخشی از سی و سه پل هم بریزد آقایان مدعی می شوند که
این پل سی و سه دهانه داشته و زیاد بوده و حالا اگر چند دهانه اش خراب
بشود که اتفاقی نمی افتد ...
نمی دانم این آب و خاک اصفهان چه خاصیتی
دارد که به بعضی ها نمی سازد و گاهی مرض فراموشی و بی خیالی می آورد ، در
تاریخ خوانده ایم که شاه سلطان حسین صفوی هم به چنین مرضی مبتلا بوده ،
افغانها قدم به قدم به شهر اصفهان نزدیک و نزدیک تر می شدند و دروازه ها
یکی پس از دیگری فرو می ریخت و او می گفت که هنوز اتفاقی نیفتاده !
این
روزها می گذرد ، ما نیز می گذریم و می میریم. نام ما می ماند و تاریخ . آری
در تاریخ ثبت می شود مدیر عامل مترو اصفهان در چه تاریخی که بوده ، شهردار
، رئیس شورای شهر ، استاندار ، رئیس سازمان میراث فرهنگی ، همه و همه در
تاریخ ثبت می شود . در تاریخ ثبت می شود چه کسانی موافق بودند و چه کسانی
مخالف . عملکرد افراد و مسئولان با ذکر کوچک ترین جزئیات ثبت می شود . بدا
به حال آنان که در پیشگاه تاریخ رو سیاه و خجل باشند .
در همین رابطه و در همین وبلاگ :
- شاه سلطان حسین ، اصفهان و مترو . آیا تاریخ تکرار می شود ؟
- روایت تصویری افتضاح متروی اصفهان به زبانی ساده
- اجرای فیلم "300" در سینما چهار باغ اصفهان
- پرونده متروی اصفهان در این وبلاگ
منتشر شده در :

در طی سالهای گذشته انجمن حمایت از
حیوانات اصفهان همواره تلاش داشت با اجرای طرح های مختلف آموزشی فرهنگی ،
نحوه نگهداری بهتر از ماهی قرمز را به شهروندان آموزش دهد تا از این طریق
میزان مرگ و میر ماهی های قرمز کاهش یابد.
خوشبختانه انجمن حمایت از
حیوانات اصفهان بر خلاف برخی از گروههای دوستدار حیوانات ، به دنبال صدور
بیانیه برای تحریم ماهی قرمز و یا نشر اخبار نادرست در خصوص بیماری زا بودن
ماهی قرمز نبود و همواره تلاش داشت به دور از جنجال به دنبال آموزش و
اجرای راهکارهای عملی برای نجات ماهی قرمز باشد.
تجربه
حضور چندین ساله در برنامه های فرهنگی مرتبط با ماهی قرمز به من نیز آموخت
که برای نجات ماهی قرمز هیچ راهی جز آموزش ، آموزش و آموزش تولیدکنندگان ،
توزیع کنندگان و خریداران وجود ندارد و اصولاً حفظ ماهی ماهی قرمز بر حذف
آن مقدم است و دوستداران حیوانات باید به دنبال راههای عملی برای نجات ماهی
قرمز باشند.
در این سالها پوستر ها ، بروشورها و سی دی های آموزشی
فراوانی طراحی و همزمان با روزهای پایانی سال در مکانهای مختلف منتشر می
شد. از آنجائیکه قبلاً هم دوستانی که با طرحهای انجمن آشنایی داشتند از
سراسر کشور تماس می گرفتند و خواهان این فایل ها برای انتشار در شهر و
منطقه خود بودند بد ندیدم اینها را اینجا قرار دهم . کسانی که مایل هستند
بروشورها و پوسترها را با کیفیت بهتر و قابل چاپ داشته باشند برای من ایمیل
بزنند یا کامنت خصوصی بگذارند تا فایل های اصلی را بلافاصله برایشان
بفرستم.

پوستر آموزشی نگهداری از ماهی قرمز

بروشور های مختلف آموزشی نگهداری از ماهی قرمز ویژه کودکان و بزرگسالان ( این بخشی از بروشور کودکان است )

سی دی آموزشی نگهداری از ماهی قرمز ( به زبان ساده ، طراحی شده در محیط فلش )
![]()
فایل پاور پوینت شامل مطالب آموزشی که می توانید از این آدرس دانلود کنید : http://ssalimi.files.wordpress.com/2011/03/gold-fish.ppsx
منتشر شده در :
در پاسخ به مطلب " ما را چه می شود ؟ محیط زیست نویس ها چه می کنند؟ " ، برخی از دوستان عزیز وبلاگستان سبز مطالبی در وبلاگهایشان نوشتند و البته تعداد خیلی زیادی نیز مطلبی ننوشتند ! در اینجا جمع بندی مختصر و ساده ای دارم از آنچه که تا کنون گفته شده :
محسن تیزهوش گفته برای بالا بردن سطح کمی و کیفی وبلاگستان سبز ، برگزاری یک هم اندیشی و هم فکری جامع و دقیق را به شدت لازم می دانم.
هومان خاکپور معتقد است که علیرغم شرایط خاص اجتماعی امروز ، طرفداران محیط زیست باید توجه و فعالیت بیشتری داشته باشند و بدانند آن اندک صداهای دیروز در نجواهای بی شمار مردمان گم شده است . او در مطلب دیگری این روزها را روز یارگیری می داند و معتقد است باید قدر بودن و با هم بودن را بدانیم و بدانیم می توانیم با تلنگری هر چند نرم ، خواب طبیعت ستیزان را آشفته کنیم.
فرشید فاریابی معتقد است اولویت ها به دلیل شرایط اجتماعی تغییر کرده است ولی باید چراغ وبلاگستان سبز روشن بماند .
پاسدار طبیعت ایران در کامنت بلند بالایی برای یکی از مطالب این وبلاگ ، غرور کاذب برخی از وبلاگ نویسان محیط زیستی را دلیل بی توجهی آنها به محیط زیست می داند و معتقد است برخی از آنها نوشتن در مورد فوتبال و موضوعات بی ربط را به محیط زیست ترجیح می دهند.
امیر سررشته داری شرایط را بد نمی داند و معتقد است هنوز محیط زیست محلی از اعراب در بین عوام ندارد و سیستم آموزشی کشورمان در سه دهه گذشته نتوانسته توجه مردم به این بخش را جلب کند. او بخشی از کم کاری این روزهای وبلاگ نویسان را ناشی از شرایط اجتماعی و ترس از کباب شدن می داند. او در دو پاراگراف از مطلبش گفته :
" فقط يك راه بيشتر نداريم ؛ بدون اينكه نااميد شويم بنويسيم و آگاه كنيم حتي اگر بدانيم فقط يك يا دو نفر از گفته هاي ما طبيعت دوست مي شوند و آنها هم آگاهانه حفظ طبيعت و محيط زيست را تبليغ مي كنند براي ما بايد كافي باشد"
" درد سبز نويسان كم حوصلگي ، خستگي مفرط از تكرار دانسته ها و عدم تمكين و گوش دادن مسئولين به حرفهاي آنهاست و درد مردم عادي ناآگاهي. دست به دست هم دهيم تا اين دو درد را تسكين دهيم "
صفورا زواران حسینی نیز نوشته : "بیشترین افرادی که در حال حاضر از محیطزیست مینویسند از فعالان این حوزه یعنی Activist هستند نه آکادمیک. مطالبی که نوشته میشود سوژههایش از فعالیتهای روزانه این افراد میآید. مدتی است فعالیتهای گروههای غیردولتی و فعالان زیستمحیطی به دلایل مختلف کم شده است، پس در نتیجه سوژه و انرژی کمتری نیز برای نوشتن وجود دارد. "
اینها مطالبی است که تا به امروز نوشته شده . سام خسروی فرد ، فرهاد و محسن ادیب نیز وعده داده اند که بزودی مطلبی بنویسند . می دانم همچون همیشه مهندس درویش عزیز مطلبی آماده دارند و لازم است که دیگر دوستان سبز نیز بنویسند تا از همه ی نظرات استفاده شود.
نظر شخصی نگارنده در واقع مجموعه ای از نظرات دوستان است . شرایط اجتماعی امروز بر کم کاری فعالان محیط زیست و وبلاگ نویسان سبز موثر بوده است اما به گمانم بسیاری از این دوستان نمی دانند در این شرایط چه باید کرد ! همانطور که در اکثر مطالب دوستان بیان شده است باید بدانیم که در شرایط فعلی وظیفه طرفداران محیط زیست بیش از هر زمانی حیاتی است و باید پرتوان تر از همیشه برای نجات محیط زیست رنجور وطن کاری کرد. نا امیدی فایده ای ندارد و نباید در انتظار معجزه نشست .
اعتراف می کنم ترس از کباب شدن اندکی دست و پایم را بسته ! اصلا ًبهتر است اینگونه بگویم : حفظ محیط زیست در هر سرزمینی وابسته به فعالیت داوطلبانه طرفداران محیط زیست است . حتی در کشورهایی که قوی ترین متخصصان و بهترین سیستم های آموزشی را دارند و دموکراسی و آزادی های مدنی در عالی ترین سطح وجود دارد ، در نهایت این NGOها و فعالان محیط زیست هستند که چشمان همیشه بیدار محیط زیست وطنشان هستند ... بنابراین طرفداران محیط زیست همیشه و در هر شرایط اجتماعی و سیاسی باید فعالانه در صحنه باشند ، خواه این کشور سوئیس باشد یا شیلی !
و دیگر آنکه :
یادمان باشد که ما بی شماریم ! اگر در موج سبز اول بیش از 500 وبلاگ و سایت از محیط زیست نوشتند ، امروز هم بر تعداد وبلاگ ها افزوده شده و هم دانش زیست محیطی مردم ، اندک تغییر مثبتی داشته است .
عکس بالا را که یادمان هست ؟! روزی که در پاسخ به دعوت تعدادی از وبلاگهای زیست محیطی و در اعتراض به مرگ و میر فلامینگوها در بختگان ، ده ها نفر از دوستداران محیط زیست برای نشان دادن اعتراضشان در یک روز میان هفته به پردیسان آمدند .
پی نوشت :
گفتگوی دویچه وله با مهندس محمد درویش در خصوص نقش کمرنگ محیط زیست در برنامه پنجم را می توانید در اینجا بخوانید و از آنجائیکه این سایت فی لتر است . متن این گفتگو در ادامه آمده :
یک برنامه و دهها انتقاد
تا کنون انتقادهای زیادی از سوی کارشناسان محیط زیست نسبت به این برنامهابراز شده است. کارشناسان میگویند برنامهی پنجم توسعه نه تنها مواد کمتری را به حوزهی محیط زیست اختصاص داده بلکه به لحاظ کیفی نیز این مواد با برنامههای پیشین و به خصوص برنامهی چهارم تفاوت دارد.
آنها میگویند، مادامی که مشکلات مربوط به محیط زیست و راهحلهای اجرایی آن در برنامههای کشور نگنجد نمیتوان به بهبود حفاظت از محیط زیست ایران دل بست.
با محمد درویش، یکی از کارشناسان زیستمحیطی منتقد این برنامه، در این زمینه گفتوگو کردهایم.
آقای درویش، در لایحهی پنجم توسعه از نظر زیستمحیطی چه نقاط ضعف و قوتی میبینید؟
این لایحه به دلیل اینکه چند بند از مواد ۲۰۱گانهی خود را به محیط زیست اختصاص داده نسبت به برنامههای اول و دوم مثبتتر است، ولی نسبت به برنامههای سوم و چهارم نه تنها گامی به جلو نیست بلکه چند گام عقبتر است. بخصوص با توجه به اینکه ما در برنامهی پنجسالهی چهارم یک فصل مجزا و اختصاصی را به محیط زیست اختصاص داده بودیم و در بسیاری از فصول دیگر به صورت غیر مستقیم ملاحظات زیستمحیطی را تلاش کردیم، رعایت کنیم به نطر میرسد که این برنامهی پنجم توجه کمتری را به محیط زیست کرده. از نظر کمی هم فقط ۴ ماده از مجموع ۲۰۱ ماده یعنی کمتر از دودهم درصد از مواد این برنامه به محیط زیست اختصاص داده شده که اصلا سزاوار یک چنین مقولهی مهمی نیست. از یاد نبریم که یکی از اصول قانون اساسی به محیط زیست اختصاص داده شده و در سند چشمانداز ۲۰ ساله شرط رفاه ملی را برخورداری از محیط زیست مطلوب عنوان کردیم.
چه نواقصی در این برنامه میبینید؟
مهمترین ضعف این برنامه در حوزهی محیط زیست، جزیرهنگری آن است. من فکر میکنم هر کدام از نویسندگان این برنامه از ظن خویش یار این برنامه شدند. یعنی ما یک تعامل فرارشتهای را در برنامهی محیط زیستی نداشتیم. نمیشود اینگونه به محیط زیست نگاه کرد که وظایف جدایی را در حد ۴ بند برای سازمان محیط زیست ببینیم، بعد وزارت نیرو کار خودش را بکند، وزارت کشاورزی کار خودش را بکند و بقیهی وزارتخانهها هم کار خودشان را بکنند. اگر قرار است که ما از این وضعیت نگرانکنندهای که الان درگیر آن هستیم در بیاییم که الان در دنیا از نطر پایداری محیط زیستی در رتبهی ۱۳۵ هستیم، اگر قرار است که از نظر انتشار گازهای گلخانهای از این وضعیت در بیاییم و به قول رئيس سازمان محیط زیست، در شمار ۱۰ کشور تخریبکنندهی محیط زیست نباشیم به یک عزم فراسازمانی نیاز داریم و با گنجاندن فقط ۴ بند نمیتوانیم مشکل بیابانزایی را حل کنیم، مشکل فرونشست زمین وافت سطح آب زیرزمینی را حل کنیم، مشکل افت حاصلخیزی خاک را حل کنیم، مشکل تغییر کاربری روزافزون زمین و تصرفات غیر قانونی عرصههای منابع طبیعی را حل کنیم و برخی مشکلات ریزتری که در این قانون هم به آن اشاره شده مثل تجاوز به سواحل یا معضل افزایش بیرویهی زبالهها و عدم بازیافت جدی آنها.
آیا در تدوین برنامهی پنجم به تجارب برنامهی چهارم دقت شده یا این برنامه آزمون و خطایی جدید است؟
شاید تلاشهای کوچکی شده و ما از برخی کلیگوییها و شعارهای خیلی بزرگ غیر قابل اجرا به سمت واقعیت تمایل پیدا کردهایم، بخصوص در اشاره به اینکه دولت باید هر نوع دخل و تصرف غیر قانونی را در سواحل از بین ببرد و ضربالعجلهایی را برای آن قرار داده و یا اینکه شهرداریها را موظف کرده که سالانه ۱۰ درصد از پسماندهای خود را بازیافت کنند، ولی ما در برنامهی پنجسالهی چهارم مادهی خیلی پیشرویی داشتیم به نام مادهی ۵۹ که دولت را موظف کرده بود برود به سمت ارزشگذاری اقتصادی مواهب طبیعی سرزمین.
اگر این اتفاق میافتاد و همهی عرصههای منابع طبیعی، اعم از درخت و خاک و تنوع زیستی ارزشگذاری دقیق میشد شاید بسیاری از این تخریبها و هجمههایی که الان علیه محیط زیست اتفاق میافتد و بسیاری از این جادههایی که الان راحت میکشیم، حتی به قیمت از دست رفتن رویشگاههای کمنظیری مثل جنگل ابر یا منطقهی حفاطتشدهی دنا، دیگر محلی از اعراب نداشت. ولی ما این کار را نکردیم و حتی در برنامهی پنجم اشارهای هم به پیگیری این بند مهم نداشتیم.
آیا اهداف برنامهی چهارم تحقق پیدا کرد؟
نه. به نطر من و خیلی از کارشناسان تحقق پیدا نکرد و جالب این است که یکی از منتقدان برنامهی پنجسالهی چهارم خود دولت نهم و دهم بودند که بسیاری از کارگزاران آن صراحتا اعلام کردند که برنامهی پنج سالهی چهارم را اصولا قبول هم ندارند که بخواهند پیادهاش بکنند.
به چه دلیل تحقق پیدا نکرد؟
آنها اعتقادشان این بود که برنامهی چهارم در دولتی تدوین شده که خواستها و استراتژیهایش با دولت نهم در تضاد بوده، یعنی همین مشکل مهمی که ما در کشورمان داریم که با تغییر آدمها، سیاستها و برنامهها هم تغییر میکند. به جای اینکه برنامهها همواره اصل باشند و آدمها مجری اجرای برنامهها باشند، این آدمها هستند که تعیین میکنند چه برنامهای اجرا شود یا نشود.
پیشبینی شما از نتایج برنامهی پنجم چیست؟
برنامهی پنجسالهی پنجم اولا خیلی محدود نوشته شده و دوما دست دولت را باز گذاشته است. یعنی در بسیاری از موارد هیچ هدف مشخص و کمی را تعیین نکرده که بعدا بشود دولت را مورد بازخواست قرار داد که چرا به این اهداف نرسیدی. شاید تنها درسی که از چهار برنامهی قبلی گرفتند این است که دولتها به این نتیجه رسیدهاند که برای اینکه خودشان زیر سئوال نروند بیخود برای خودشان اهدافی را تعیین نکنند که بعدا نتوانند پاسخگو باشند.
چندی پیش و در سومین دور از سیر و سفرهای استانی محمود احمدی نژاد و هیئت همراه به استان اصفهان ، در خبرها عنوان شد که شهر اصفهان به عنوان " پایتخت فرهنگی ایران " انتخاب شده است . این خبر باعث ذوق زدگی مدیران شهری اصفهان شد بطوریکه ساعتی پس از اعلام این خبر بنرهای بی شمار تبریک این عنوان از سوی شهرداری و شورای شهر در سطح شهر اصفهان نصب شد و این انتخاب فرخنده را به اصفهانیان تبریک گفتند .
اصفهان پیش از این تجربه کسب عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برای یک سال را داشت و البته در آن سال هیچ اتفاق خاصی نیفتاد جز چند همایش بی خاصیت و چندین سمیناهار ! اما این بار و در سومین مرحله سیر و سفرهای استانی ، انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران از سوی رسانه های دولتی بسیار مورد توجه قرار گرفت و بسیاری از رسانه ها آن را در صدر دستاوردهای! سفر استانی مطرح کردند ، گویی قرار است این عنوان برای اصفهان کار خاصی انجام دهد و زاینده رود، سی و سه پل ، چهارباغ و دیگر میراث در حال ویرانی اصفهان را نجات دهد .
در حالیکه رسانه های حکومتی به بهانه های مختلف حاتم بخشی دولت را در اخبار منعکس می کردند و استاندار اصفهان خبر از تاسیس دبیرخانه دائمی پایتخت فرهنگی در اصفهان داده بود ، احمدی نژاد در سفر به استان فارس انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران را تکذیب کرد و گفت : هیچ شهری را به عنوان پایتخت فرهنگی انتخاب نکرده ایم !!
بی شک اعطای عناوین و حتی مصوبات کیلویی اگر بدون پشتوانه مدیریتی ، مالی ، فرهنگی و علمی باشد هیچ فایده ای برای هیچ شهری ندارد اما برخوردهای اینچنین با شهروندان به دور از ادب است. آباد کردن اصفهان پیشکش ، لطف کنید میراث گذشتگان را نابود نکنید و به شعور مردم احترام بگذارید .
پی نوشت :
وبلاگ " دوستداران حیوانات و طبیعت " به تازگی به جمع وبلاگهای سبز پیوسته است. برای این همشهری گرامی ام آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در آینده ای نزدیک بتوانیم اخبار زیست محیطی اهواز را در وبلاگ ایشان بخوانیم.
پی نوشت 2:
این روزها در میان خبرهای گوناگون سیاسی و گرفتاریهای اقتصادی ، اخبار مربوط به سلامت و محیط زیست آسانتر از گذشته گم می شوند. مثلاً چه کسی به خبر افزایش شیوع 300 درصدی سرطان و 200 درصدی دیابت طی 10 سال آینده در کشور توجه کرد؟! کدام روزنامه ای آنرا تیتر یک خود کرد ؟! رسانه میلی چه واکنشی نسبت به آن نشان داد؟!
این مساله در مورد بسیاری از بیماریهای دیگر نظیر بیماریهای قلبی ، ژنتیکی ، آسم و آلرژی ، روانی و ... صدق می کند.
اینها خبرهای کوچک و بی ارزشی نیست ، اینها خبر مرگ ما است.ریشه بسیاری از این مشکلات در بی توجهی به محیط زیست و افزایش آلاینده های زیست محیطی است و افزایش حساسیت عمومی نسبت به حفظ محیط زیست در گرو افزایش توجهات عمومی به اخبار سلامتی است.
در این باره پیش از این مطالبی در اینجا نوشته بودم :
- پس از آلوده شدن آب آشامیدنی اصفهان با نفت ، سه ترکیب خطرناک هرگز اندازه گیری نشد !
- پل خواجو و منارجنبان عوامل گسترش بیماری "ام اس" در اصفهان هستند !
- تلفات جانی شهروندان اصفهانی ، جنایت صهیونیست ها در غزه را ثابت کرد !
پی نوشت :
چند سالیست که مرض "عبور مترو از بافت تاریخی اصفهان " سی و سه پل ایران و دیگر میراث گرانبهای فرهنگی اصفهان را مورد تهدید قرار می دهد. قانون گریزان و متخلفان هر غلطی که خواسته اند کرده اند. در سالهای گذشته سازمانهای غیر دولتی و در یکی دو سال گذشته فعالان مدنی تلاش زیادی برای اطلاع رسانی و نجات این میراث بی نظیر جهانی کرده اند و نتیجه آن شده که این پل هنوز زنده مانده ، هر چند که در کماست و حال و روز خوشی ندارد.
آیا این بار سی و سه پل از کما خارج می شود یا برای همیشه می میرد. در کنار "ائتلاف ملی حامیان میراث اصفهان " این بار گروهی دیگر از دوستانمان دستان سبز شما را به یاری می طلبند. برای عضویت در گروه SAVE 33POL در فیسبوک به اینجا بروید.
این هم آخرین خبر از سی و سه پل ؛ خبری که امیدها را دوباره زنده کرد.
در اینجا نیز می توانید " مطالب مرتبط با متروی اصفهان " در این وبلاگ را بخوانید.
پی نوشت:
مهندس درویش گرامی ، مرد همیشه بیدار وبلاگستان سبز برای چندمین بار در هفته های گذشته از افت کمی و کیفی در وبلاگستان سبز زیست محیطی و نویسندگان وبلاگها و سایتهای زیست محیطی گلایه کرده و پرسیده : چرا محیط زیست نویس ها دارند ریزش می کنند ؟!
و البته این ریزش نه تنها برای وبلاگستان سبز ، که شامل حال فعالان زیست محیطی و NGO های زیست محیطی و شبکه های سبز هم می شود. اما چرا؟!
بی شک شرایط خاص اجتماعی و سیاسی کشور می تواند یکی از دلایل اصلی این مساله باشد. اما این مساله نیاز به کنکاش و همفکری دارد. شخصاً معتقدم که علاقه به محیط زیست در بین کسانی که این روزها کم کار شده اند نه تنها کمتر نشده که بیشتر هم شده ، اما علت این کم کاری یا ریزش چیست ؟
عدم امیدواری به تغییر و نا امیدی؟ درگیر شدن در فعالیتهای اجتماعی و یا سیاسی دیگر؟
اصلاً این روزها نوشتن و فعال بودن در زمینه محیط زیست فایده ای دارد؟ اولویت دارد؟ به چه مسائلی در این حوزه باید پرداخت؟ چطوری میشه تجدید قوا کرد؟ آنها که کم کار شده اند دلیلش چیست ؟
بهتر است این سوال کلی را بپرسم : در این روزها سبزهای زیست محیطی چه استراتژی ای را برای پیشبرد اهداف زیست محیطی باید در پیش بگیرند؟
می توان روی این مطلب و سوال ها بیشتر کار کرد. سوالات جدید و یا نظرات جدید مطرح کرد و از وبلاگ نویسان سبز زیست محیطی خواست که در این بحث شرکت کنند ( یه جورایی یه موج برای وبلاگهای زیست محیطی ). در این روزهایی که متاسفانه گرین بلاگ به بازداشت موقتی رفته باید چراغ وبلاگستان سبز رو روشن نگه داشت.
از این دوستان عزیزم دعوت می کنم که در این بحث شرکت کنند و دوستانی که در اینجا نامشان نیامده را هم به این بحث دعوت کنند: محمد درویش – محسن تیزهوش – مژگان جمشیدی – شاهین سپنتا- معصومه ابتکار – الهه موسوی - هومان خاکپور - نرگس صفار- مزدک دُربیکی - فاطمه متين فر- فرزاد ويسانلو-خانم ژاله - وحيد نوروزي- سیدمحمد مجابی -مهدی اشراقی- سام خسرويفرد - محسن ادیب - مريم نظري- فرزند ايران- باران سبز شفیعی- عمویی- روياي سبز من - مهرگان ابراهیمی-کیومرث سفیدی-فرهاد خاکساریان -خانم مهشید- شهر سالم- فرشید فاریابی- مونا قاسمیان- حمید رضا میرزاده – حسام الدین نراقی – محمد بهشتی – مهندس فرهاد – مجتبی کنعانی- جمال علینقیان ... لطفاً بقیه را شما دعوت کنید